روایت شب

روایت ماجراجویی

روایت شب

روایت ماجراجویی

ماجراهای مختلف دراین وبلاگ بیان میشود.

حامدپاچه خور فصل1قسمت1

سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۳۶ ق.ظ

حامدهمیشه باپاچه خواری به وصال میرسیدمادرزنش کبری دسیسه نیت اوراآزموده بودازش پرسیده بودموقع اذان واقامه بخاطردخترم فائزه دسیسه نیت چه میگویی؟اوهم میگفت:خدایکتاوداناست وشهادت میدهم فائزه فرستاده وولی خداروی زمین هست.بااین پاچه خواری به مقصودش میرسیدوبردل مادرزن می‌نشست.

  • Seyed Mohsen Ahmadi Falah Nejad

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی