روایت شب

روایت ماجراجویی

روایت شب

روایت ماجراجویی

ماجراهای مختلف دراین وبلاگ بیان میشود.

زن مرده قسمت سوم

شنبه, ۷ فروردين ۱۴۰۰، ۰۴:۵۲ ب.ظ

قصد داشت وسیله ای بسازدکه با آن درزمان سفرکندوبارقیب عشقی خود دست وپنجه،بیاندازد.

صدای قلبش بود که این سخن رامیگفت کاشکی مگه من چی کم داشتم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۰/۰۱/۰۷
Seyed Mohsen Ahmadi Falah Nejad

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی